عاشقانه هایت را که برایم میفرستی
ابتـــــــــدا ذوق مــی کـــــــــــــــنم !
ســــــــــپس دلـــــــــم میگیرد که
چه کسـی آنها را برایت فرستاده . . .
خدایا
ما برای داشتن دست های تو ریسمان نبسته ایم ، “دل” بسته ایم
همین که حال دلمان خوب باشد ، برایمان کافی ست . . .
یکی نوشت یکی خوند
بازم نوشت بازم خوند
اخرش اونی که نوشت مرد
اما اونیکه میخوند موند
حالامن مینویسم توبخون
من میمیرم توبمون.....
آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد،
غصه می خورد ، بغض می کند ،
اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد
و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …
آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه …
به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده
وگرنه توی تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره …!!!
عجب وفایی داره این دلتنگی !
تنهاش که میذاری میری تو جمع و کلی می گی و می خندی
بعد که از همه جدا شدی از کنج تاریکی میاد بیرون
وایمیسته بغل دستت و دست گرمشو میذاره رو شونت
برمیگرده در گوشت میگه : خوبی رفیق ؟ بازم خودمم و خودت !
رفتنت را خیالى نیست
فقط مانده ام چگونه در چشمانى به آن زلالى
جا داده بودى آن همه دروغ را..
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم . . .
کاش نـــارو هم مثل لایک زدنــــی بود
میـــزدم میزدی
نمیــــزدم نمیزدی
سرد خواهد شد روزهایت بی آغوش من …
بر تن کن دروغ هایی را که بافتی …